یادداشتی بر فیلم «پسر بچگی» به کارگردانی ریچارد لینکلیتر

سینما فستیوال

اگر « بچگی» در ایران ساخته می شد ، قطعا در گروه هنر و تجربه پروانه ی اکران عمومی می گرفت .
«بچگی » اثر «ریچارد لینکلیتر» که اهالی سینما او را با سه گانه ی «پیش از طلوع» ،« پیش از غروب» و «پیش از نیمه شب » می شناسند ، اثری است تجربی . کارگردان در این اثر به روایت قصه ی زندگی یک پسربچه می پردازد . روایتی که برای ساخت آن دوازده سال وقت صرف شده است و این تنها شگفتی « پسر بچگی » محسوب می شود .
«پسر بچگی» هیچ نقطه ی برجسته ای ندارد . هیچ اتفاق ، گره و حتی تعلیقی در آن گریبان مخاطب را نمی گیرد . روایت این فیلم تنها خط ممتدی است که بدون دست انداز مخاطب را به دنبال خود می کشاند تنها برای آنکه ، تا انتهای فیلم دوام بیاورد و بزرگ شدن یک پسربچه را تماشا کند ، دعواهای خانواده اش را ببیند ، مدرسه رفتن و مشکلات و دردسرهایش را همراه با او تجربه کند و حتی در دوران بلوغ و یا در تصمیم گیری برای زندگی همراه او باشد .
«لینکلیتر» با ساخت این فیلم صبر و حوصله و یا حتی قدرت تدوین خود را محک زده است . او توانسته است در این فیلم نماهای خوبی را انتخاب کرده و با چیدمانی درست این نماها را با یکنواختی و بدون پرشی آزار دهنده در کنار یکدیگر بچیند و فیلمی معمولی از یک روایت فوق العاده معمولی بسازد . او با این فیلم تقریبا سه ساعته صبر و حوصله ی مخاطب را نیز محک می زند و آزمونی برای مخاطب به حساب می آید که آیا طاقت دارد یک زندگی معمولی که هر روزه در اطرافش جریان دارد را تماشا کند یا نه ؟
«لینکلیتر » تجربه ی دوازده سال فیلمسازی خود را در قالب« پسر بچگی» در اختیار مخاطب قرار می دهد ، تجربه ای بسیار معمولی که البته با هیمن معمولی بودن خود توانسته است جوایز جشنواره های بسیاری را از آن خود کند .

محمدتقی جلالی – سینما فستیوال