به بهانه اکران فیلم ” چ ” اثر حاتمی کیا در سی و دومین جشنواره فیلم فجر

149379

” چ “ را دوست دارم. دیروز دیدمش. خوب یادم است وقتی خبرهای مربوط به ” چ “ حاتمی کیا را می شنیدم، حسم خوب نبود. می گفتم سفارشی و دولتی است ، مثل همۀ فیلم های فاخر آفتابه لگن است و از شام ونهار خبری نیست و…

با وجود شلوغی سالن، بالاخره جایی برای نشستن پیدا کردم. خبرهای ضد و نقیض بعد از اکران اول در سرم می چرخید که چراغ ها خاموش شد. حرف چ با  خطی مدرن روی پرده نقش بست. توی دلم پوز خندی زدم که بفرما حتی رویش نشده بزند چمران و تازه چ را هم طوری نوشته که اگر اسم فیلم را ندانی چند ثانیه ای تاخیر داری تا فهمیدنش. تیتراژ شروع شد. دست نوشته ها همراه با تصاویری از مردم پاوه. مستند گونه بود و خوب  و صدای شلیک ها. صورتم در هم رفت. اولین نما از چمران به جای دیدنش دستی بود که عارفانه عینکی را پاک میکرد. نفسم درآمد، گفتم فقط تیتراژ بود. هلیکوپتر به زمین نشست و از جاهایی که معلوم نبود به سویش شلیک شد . پسربچه ای که پرچم ایران را برای فرود آمدنشان در هوا تکان می داد، در پناه چمران سالم به پاسگاه رسید. چمران برایم زمینی شد. گیج بودم، لعنتی به خودم فرستادم و فکر کنم چند دقیقه ای کوتاه هم خوابم برد. انگار برای دیدن احتیاج به انرژی داشتم. هنوز با خوش آمدنم کنار نیامده بودم. هر چه فیلم جلوتر می رفت چشم هایم حریص تر می شد. رسید به صحنه سقوط  اف ۱۴ . راحت بگویم نفسم بند آمد؛ تا آنجا که سری بریده شد. حسم خراب شد ، بدم آمد. صدای مردم را می شنیدم که می گفتند ” اَره برقی ۷ است.” ، بدتر شدم. گفتم کاش این کار را نمی کرد، حتی اگر در واقعیت این طور بود؛ آخر این هموطن خودش است و…

این جور بود که من از سکانسی که همه مجذوب اش شده اند وآن را فراتر از سینمای ایران می دانند تنها این خاطره لعنتی برایم ثبت شد. چمران که تا لحظه ای پیش حضورش قوت قلب مردم بود و نبودش هراس، شکست؛ مورد حمله قرار گرفت، هم از طرف مردم و هم آنهایی که در بدو ورود او را افتخار انقلاب می دانستند. تردیدها جدی تر شد ، تردید چریکی بودن یا تسیم طلب بودن اش … چمران جواب می دهد . مکث اش در هر بزنگاهی درست است و تامل برانگیز .هرچند خیلی ها معتقدند “منفعل است “، “با چمران جنگ های چریکی فاصله ها دارد” ، “عارف است نه رزمنده” !

شاید هم راست می گویند ، شاید حق با آن ها است، اما این تاخیر داشتن و دور بودنش از آنچه این دیگران توقع دیدن اش را داشتند، چمران فیلم را زیر سوال نمی برد. مشکل فیلمساز است که بُعد دلخواه خود را از او تصویر می کند و فاصله می اندازد بین چمران واقعی و خودش.  رجوع کنید به مصاحبه هایش.

چمران  حاتمی کیا را با همه نقص هایش ، با آنکه از پاوه ماکت ضعیفی نشانم داد و مردمش را به من نزدیک نکرد تا بشناسمشان و بیشتر دوستشان بدارم و با همۀ خود خواهی اش در نشان داد چمران و شخصی کردنش، دوست دارم.

 

شکیبا سام – سینما فستیوال