یادداشتی بر فیلم “ناخواسته” به کارگردانی برزو نیک‌نژاد

ناخواسته

“ناخواسته” از معدود فیلم های جشنواره امسال است که از پس حرفی که می زند بر آمده و موضوعش را درست و راحت تعریف می کند. یک فیلم کوچک جاده ای که شخصیت های اصلی اش – دختر و طلبه جوان – را گام به گام از لابه لای دعواها و گفتگو ها می شناساند.( با بازی های خوب این دو ). مخاطب در طول سفر شاهد رشد و تحول آرام و منطقی آنان است. تحولی که بسیار شبیه زندگی است. اندازه است و نزدیک به ما با وسوسه های انسانی. طلبه جوان فیلم نه کلیشه می شود و نه به ترفند عجیبی برای فرار از آن روی می آورد. رابطه ها آنقدر انسانی و ساده اند که بعد از دیدن لباس طلبگی جوان تعجبی و تغییری در حس خوبمان ایجاد نمی شود.

با همه اینها “ناخواسته” فیلم متوسطی می ماند . توانایی معرفی شخصیت های فرعی اش ( برادر، خاله ، و مخصوصا زن مسافر  با بازی خوب مهتاب کرامتی ) را ندارد. و پیچشی که در نقش این زن وجود دارد قانع کننده نیست. یک مسافر معمولی با بچه نوزادش که بعدا معلوم میشود قاتل است و زندانی مرخصی گرفته. برادر دختر هم تا به آخر پا در هوا می ماند. علت اصرارهای زیاد او برای ماندن و بعد رفتن ناگهانی اش روشن نیست. مرد صاحب کار با ماشینش به کل بی معناست. قصه خاله دختر اضافی است و.. بزرگترین مشکل فیلم پایان بد و تحمیلی اش است. تصادف آخر شک بی جایی است که فقط باعث غافلگیری ما می شود. تلخی محتوم و اجرای تندش ابدا به لحن نرم فیلم نمی خورد و مزه شیرین رابطه انسانی این دو نفر را به کام مان تلخ می کند. چه حیف.

شکیبا سام – سینمافستیوال