سینما فستیوال

ستاره ها نه تنها افول می کنند بلکه می میرند و چه دردناک است زمانی که ستاره ای دیگر سویی نداشته باشد و مرده باشد، اما خود بی خبر از این حقیقت باشد! داریوش مهرجویی یکی از کارگردانان بزرگ سینمای ایران بود که زمانی اگر نامش به عنوان کارگردان فیلمی مطرح می شد، بی شک مخاطب می توانست منتظر اثری درخور توجه و قابل  تامل باشد. اما گویی دیگرمهرجویی هامون و لیلا و پری مرده است و تنها شبحی از آن مهرجویی بزرگ باقی مانده است. مهرجویی ای که نامش در جشنواره فیلم فجر باعث ایجاد صف های طولانی برای فیلم او می شد امروز باید شاهد آن باشیم که بلیت فیلمش در جشنواره سی و دوم فجر به نصف قیمت فروخته شود اما هیچ کس رغبت نکند و تمایل نداشته باشد که به دیدن  اشباح سرگردان مهرجویی برود و در  نهایت هم بلیت فیلمش، به طور رایگان به مخاطب داده شود!

مهرجویی ای که زمانی نمی توانست در خیابان راه برود چرا که سیل علاقمندان و طرفداران سینه چاک احاطه اش می کردند تا به آرزوی خود یعنی چند کلمه صحبت با او برسند، امروز در جشنواره ی فیلم فجر از میان جمعیت انبوهی که در صف بلیت فیلم کارگردان جوانی به انتظار ایستاده اند، عبور می کند و دیگر نه تنها کسی به پیشوازش نمی شتابد و در آرزوی چند کلمه ای سخن گفتن با او نیست بلکه تنها فحش و توهین است که نثار و بدرقه راهش می شود و آن هم دوباره باز می گردد به اشباح سرگردانش.

در روزهای دور زمانی که هامون مهرجویی بر پرده سینما جای  داشت صدای دست های پر اشتیاق مردم بود که مهرجویی و آثارش را به اوج می رساند، امروز هم در سالن سینما  در زمان نمایش فیلم مهرجویی صدای سوت و دست زدن مردم می آید اما این بار نه برای تشویق بلکه برای نشان دادن اعتراض است که مهرجویی را هو می کنند و به اثرش با دیده تحقیر می نگرند چرا که دیگر مهرجویی مخاطب را فراموش کرده است و  در دنیای ارواح فرو رفته است و خیال خارج شدن هم ندارد. امسال مهرجویی هو شد، مورد تمسخر و تحقیر و توهین قرار گرفت اما به هر حال علاقمندان به سینما که با فیلم های او خاطره ها دارند و زندگی ها کرده اند برای تماشای اشباحش آمدند، اما اگر سال آینده مهرجویی با هر فیلمی در جشنواره حضور یابد به قطع تنها مخاطبان اثرش، خودش و اشباح سرگردانش خواهند بود.

غصه می خورم وقتی مرگ و خاموش شدن ستاره ای را در جلوی چشمانم می بینم!!!

پریسا دامادی – سینما فستیوال