اشاره : مصاحبه زیر با بهرام عظیمی ، کارگردان سینما و خالق شخصیت هایی چون سیاساکتی و بابا برقی است که در ویژه نامه وبسایت سینما فستیوال ، به نام ” سی نمای بهاری ” منتشر شده است .

 سینما فستیوال

بهرام عظیمی کاریکاتوریست و کارگردان انیمیشن که وقتی نامی از او برده می شود همه به یاد انیمیشن سیا ساکنی معروف او می افتیم انیمیشنی که برای ایرانیان از کودک تا بزرگسال بسیار خاطره انگیز و تاثیرگذار بود ، آخرین فعالیت هنری خالق انیمیشن سیا ساکتی سال گذشته با عنوان تهران ۱۵۰۰ به روی پرده سینما رفت و برای اولین بار انیمیشن سینمایی در ایران به استاندارد جهانی نزدیک تر شد .
در ادامه می توانید گفتگوی اختصاصی سینمافستیوال را با این هنرمند در رابطه با آثار و جایگاه انیمیشن بخوانید .

 

آقای عظیمی کمی از روند تکاملی انیمیشن خود برای ما بگویید ، از ” بابا برقی ” تا ” سیا ساکتی ” و پس از آن ” تهران ۱۵۰۰ . “
من از سال ۷۲ در کار انیمیشن هستم ، کار من با انیمیشن های تبلیغاتی شروع شد . در آن زمان انیمیشنی داشتیم که خیلی معروف شد . البته گمان نمی کنم الان کسی به خاطر داشته باشد ، اسمش ” رنگ سمن ” بود و در حقیقت اولین انیمیشن کامپیوتری بود که در آن از کاراکتر استفاده شده بود . یک یا دو سال قبل از ما ، دوستان دیگر هم انیمیشن کامپیوتری ساخته بودند ولی کاراکتری که حرف بزند یا راه برود در آن نبود . ما که یک گروه ده یا دوازده نفره بودیم ، کار خود را از آنجا شروع کردیم . حدود سال ۷۵ یا ۷۶ به من سفارش کار ” بابا برقی ” را دادند که قبل آن فیلم های ” بابا برقی ” رئال و انسانی پخش می شد . من انیمیشن های آن را می نوشتم و کارگردانی می کردم و کارهای دیگر غیر از موسیقی و صدا گذاری را هم انجام می دادم . شروع کارهای فرهنگ سازی انیمیشن من از سال ۷۵ شروع شد . قبل از من انیمیشن های شرکت گاز بود که شخص دیگری می ساخت . وقتی به سال ۷۹ رسیدیم ، آقای قالیباف ریاست نیروی انتظامی را بر عهده گرفتند و به شرکت ما سفارشی برای کارهای راهنمایی و رانندگی دادند که این کارها به ” سیا ساکتی ” معروف شد . دو یا سه سال قبل از من هم آقای امیرمحمد دهستانی سه کار در رابطه با راهنمایی و رانندگی و کنترل نامحسوس ترافیک ساخته بود . من ۴۵ قسمت از ” سیا ساکتی ” را ساختم که همه ی کاراکتر هایی که بعدا مطرح شد آنهایی بودند که زمان من خلق شد ، مثل داوود خطر ، سیا و بهاره .

در طی سال های بعد هم انیمیشن های شرکت گاز را ساختم و قسمت هایی که من کار کردم به ” حسن خطرناکه حسن ” معروف شد . من برای خیلی از ارگان ها و سازمان ها کار ساختم تا زمانی که به شهرداری آمدم و سال ۸۴ مدیر خانه ی انیمیشن شهرداری شدم . آنجا ایده ی ساخت یک انیمیشن سینمایی یعنی ” تهران ۱۵۰۰ ” را مطرح کردم و مدیران وقت آن زمان قبول کردند . اولین شخصی که من با وی صحبت کردم آقای عسگر پور ، معاونت هنری سازمان فرهنگی و هنری بود . از دیگر کسانی که ” تهران ۱۵۰۰ ” را با آنها شروع کردیم آقای خشایار راد ( یکی از مدیران فعلی برج میلاد ) بود . ما تائید ساخت کار را از این دوستان گرفتیم و بعد مدیران عوض شدند و آقای هادی منبتی معاونت هنری سازمان فرهنگی و هنری شدند و کار تصویب شد . ما می خواستیم یک فیلم سینمایی جذاب بسازیم که در رابطه با آینده و تهران باشد . حضور من در شهرداری خیلی در این پروژه نقش داشت .
البته اگر در شهرداری نبودم باز هم راجع به تهران کار می ساختم چون بسیاری از کارهای قبلی من هم در فضای تهران ساخته شده بود . ما با تهیه کننده ای به نام محمد ابوالحسنی صحبت کردیم ، من از آن سال تا به حال با ایشان کار می کنم . در حقیقت ایشان تهیه کننده ی اصلی ” تهران ۱۵۰۰ ” بودند . کار تمام شد و بالاخره یک فیلم سینمایی انیمیشن در سینما اکران شد . اتفاق خوبی بود و استقبال خوبی هم صورت گرفت و خیلی از مردم کار را دوست داشتند . راه اکران انیمیشن های سینمایی هم به نوعی باز شد . البته باید بگویم که قبل از ما فیلم ” خورشید مصر ” به صورت رسمی اکران شده بود و برخلاف آنچه همه عنوان می کنند که ” تهران ۱۵۰۰ ” اولین فیلم سینمایی انیمیشنی ایران است باید گفت چنین چیزی نیست . مابین این دو فیلم نیز انیمیشن هایی به اسم سینمایی بودند ولی با استاندارد سینما ساخته نشدند و اکثراً کارهای تلویزیونی بودند که به ۳۵ تبدیل شده و یا کارهایی بود که خود کانون پرورش فکری کودکان و در سینما اکران می شدند . مانند سه گانه ای که آقای علی مراد داشتند که در سینما اکران شد .
ولی در حقیقت ” تهران ۱۵۰۰ ” بارز ترین انیمیشنی است که اکران شد و موفقیت بیشتری را نسبت به دیگر فیلم هایی که چراغ خاموش حرکت می کنند ، کسب کرد . کار ما خیلی سر و صدا داشت و در عید بین فیلم های سینمایی دیگر اکران شد . ولی مسیری که من طی کردم مسیری بود که از سال ۷۲ شروع شد و ” تهران ۱۵۰۰ ” ادامه ی چیزی است که من هنوز به آن علاقه دارم ، انیمیشن های اجتماعیِ مردمی ، انیمیشن هایی که در فضایی شهری اتفاق می افتند و آدم هایی که می شناسیم در آن حضور دارند . من اگر بخواهم انیمیشن بعدی را کار کنم ، باز هم چنین فضایی مانند تهران دارد .

آقای عظیمی با توجه به بازخورد هایی که دریافت کردید ، آیا ” سیا ساکتی ” به اندازه ی ” بابا برقی ” محبوبیت داشت ؟
” سیا ساکتی ” در دوره ی خودش که خیلی محبوب بود . بعد از آن من دیگر کار نکردم و کار دست دوستان دیگری افتاد و چون شاید عرقی نسبت به کار نداشتند و کار را از آن خود نمی دانستند ، کار کمی افت کرد . در حقیقت ” سیا ساکتی ” کاراکتری بود که خیلی محبوب شد و همه آن را می شناسند و طبق آماری که خود تلویزیون اعلام کرد با ۹۸ % بیننده ، پُر بیننده ترین برنامه ی تاریخ تلویزیون ایران شد . خیلی از برنامه های طنز پُر مخاطب هم نتوانسته اند به این رکورد نزدیک شوند . ولی محبوبیت این برنامه هم ، دو تا سه سال بود . چون ادامه پیدا نکرد و یا به نوعی چون من و تیمم کارها را انجام ندادیم ، کار افت کرد . به همین خاطر ، اتفاقی که باید برای آن می افتاد ، پیش نیامد .
” سیا ساکتی ” بیشتر از ” بابا برقی ” مطرح شد . ” بابا برقی ” شاید بیشتر به واسطه ی آن کاراکتر رئالی که قبل از ما بود ، بسیار مطرح شد . من حدود ۱۰ قسمت ” بابا برقی ” را ساختم که بیشتر آن در عید پخش می شد و مورد استقبال قرار گرفت . این موضوع برای ۱۸ یا ۱۹ سال پیش است و امکان دارد خیلی ها به خاطر نیاورند . ولی من فکر می کنم هیچ کدام از این ها به گرد پای ” سیا ساکتی ” هم نمی رسند . ” سیا ساکتی ” از نظر استقبال عمومی و محبوبیت کاراکترش اتفاق نادری در تاریخ انیمیشن ما است .

سینما فستیوال

شما در ساخت انیمیشن های آموزشی فعال بوده اید . به نظر شما ساخت این انیمیشن های آموزشی در جامعه ی ما تاثیری داشته است ؟
ببینید ساخت آن یک چیز است و خوب بودنش یک چیز و همچنین پخش مناسب آن چیز دیگری است . یکی از دلایل محبوبیت ” سیا ساکتی ” پخش خیلی خوب آن در تلویزیون بود . در مورد ” بابا برقی ” و ” خطرناکه حسن ” هم این موضوع صدق می کند . هر کدام از کارهای ما که پخش به موقع و درستی داشتند و همه ی شبکه ها آن را پخش می کردند با استقبال رو به رو شد و بسیار تاثیر گذار بود . من به شما آمار هم می دهم که این آمار مقداری عجیب است .

سری ” بابا برقی ” تولید ما یک سال و نیم تا دو سال پخش شد و آن قدر که تاثیر گذاری آن بر روی مردم زیاد بود ، وزارت نیرو پخش آن را متوقف کرد . چون مردم ۲۰ تا ۲۵ % بالاتر از آنچه هدف شرکت برق بود ، صرفه جویی کردند . با این اتفاق جلوی پخش آگهی را گرفتند چون بالاخره آنها هم برای پخش آگهی باید پول پرداخت می کردند . با توجه به آماری که تلویزیون ، نیروی انتظامی و دانشگاه تهران در سال های ۸۰ یا ۸۱ گرفت با پخش ” سیا ساکتی ” ۲۵ تا ۳۰ % رفتار رانندگی مردم مثبت شد . البته هم زمان با تیزر های ” سیا ساکتی ” ، پلیس ما خوش تیپ تر و ماشین های آنها قشنگ تر شد ، خودشان مودب تر شدند ، جریمه ها تغییر کردند و تعداد پلیس ها بیشتر شد که همه ی این ها نقش موثری داشتند . این اتفاق یک همت عمومی بود که بیشتر آن به نیروی انتظامی باز می گشت .
وقتی صحبت از ” سیا ساکتی ” می شود و به من می گویند که تو این کار و یا آن کار را کرده ای ، می گویم از ۱۰۰ % حقی که در تاثیر گذاری ” سیا ساکتی ” وجود دارد ، شاید ۴۰ یا ۵۰ % آن برای من باشد و بیشتر آن به نیروی انتظامی باز می گردد . آن تیم درک بالایی داشتند که از انیمیشن استفاده کنند و خود آنها هم پای کار ایستادند و کارها را انجام دادند که این موفقیت مدیون تیم بزرگی است که در نیروی انتظامی و در وزارت نیرو بود . تیمی که در شرکت گاز هم هست و الان هم کار می سازند . این ها می دانند تاثیر گذاری کار به چه شکل است و پای آن می ایستند .

خیلی اوقات من یک تیرز و یا کار فرهنگی می سازم که یک یا دو روز از تلویزیون پخش می شود . آن مدیر و یا آن کسی که کار را سفارش داده است از محیط بیرون خیلی تاثیر می پذیرد و اگر کسی مانند همسرش از این تیزر تعریف کند این تیزر تا یک سال از تلویزیون پخش می شود و یا اگر از کار تعریف نشود آن فرد بدون این که از کسی مشورت بخواهد ، جلوی کار را می گیرد . حالا ممکن است از همسرش یا بچه اش و یا معاونش حرف شنوی داشته باشد . بار ها این نوع مشکلات برای ما پیش آمده است که ما کاری درجه یک برای ارگانی ساخته ایم که بسیار جذاب و زیبا بوده است . کار حدود یک ماه پخش شد و استقبال خوبی هم صورت گرفت ولی پخش آن به صورت ناگهانی قطع شد . آن مدیر که کار را سفارش داده بود ، گفتند که کاراکتری در کار است که فرم سیبیلش فلان جور است ، یا سیبیل کاراکتر را بردارید و یا آن را تغییر دهید . توضیح دادیم که دوازده قسمت از کار ساخته شده است و نمی شود . گفتند نه و باید تغییر کند . من به تهیه کننده ی کار گفتم تا دلیل این تغییر را ندانم کوتاه نمی آیم ، برای اینکه این کاراکتر بسیار دوست داشتنی است و کار را تغییر ندادم . یک سال بعد متوجه شدم که فرم سیبیل های آن معاون و آن مدیر شبیه آن کاراکتر بوده است و در آن اداره همه می گفتند : ” آقای فلانی ما شما را دیشب در تلویزیون دیدیم .” آن معاون هم قدرت داشت و نارضایتی خودش را اعلام کرد و جلوی کار را گرفتند . من و همکارانم کارهای های زیادی ساخته ایم ولی به خاطر برخی اتفاقات عجیب و غریب کار ها دیده نشد و به مشکل برخوردیم .

حالا که نزدیک ایام عید و بهار هستیم کمی هم در این مورد صحبت کنیم . آیا شما کاری داشته اید که با حال و هوای نوروز ساخته شده باشد ؟
بله ساخته ام . کارهای ” بابا برقی ” برای نوروز ساخته شدند و شعرش را هم حفظ هستم . خیلی از سازمان ها و ارگان هایی که سال ها است انیمیشن می سازند هر سال به ما می گویند که برای نوروز کار ویژه ای بسازیم . ولی چون پخش نوروز پخش پر هزینه ای است و باید خیلی زودتر نوبت گرفت . می توان گفت از صد ها تیزری که ما برای نوروز ساخته ایم تعداد زیادی از آنها پخش نشده است و چون حداقل باید در فروردین پخش شود ، اگر به روی آنتن نرود در زمان دیگری این تیزر قابل استفاده نیست . مهم ترین دلیل پخش نشدن تیزر های نوروزی در این ایام به خاطر هزینه ی بالا و پر بودن زمان پخش است چون باکس های نوروزی را خیلی زود می بندند .

سینما فستیوال

نوروز و بهار برای شما تداعی گر چه مفهومی است ؟

در حقیقت نوروز برای من رنگ و بویی ندارد . چون خیلی زود می رسد و سال ها خیلی زود می گذرد . مثلا سال گذشته در گینس رکورد دارد و من نمی دانم این ۳۶۵ روز چطور دارد تمام می شود ، انگار صد روز بوده است . اوضاع اقتصادی و ترافیک هم که بد است و دردسر هایی دارد که هر سال هم بیشتر می شود . بنابراین هرچه جلو تر می رویم اشتیاق من نسبت به نوروز کمتر می شود . هر چند تمام این سختی ها شاید تا ۲۹ اُم اسفند باشد . سال که تحویل شود ، آدم کمی حالش بهتر می شود .

انیمیشن همیشه در ذهن همه به این گونه نقش بسته است که یا مربوط به کودکان است و یا برای تبلیغات و کلیپ های آموزشی ، فکر می کنید با ساخت ” تهران ۱۵۰۰ ” توانسته اید این جایگاه را ارتقا دهید ؟

” تهران ۱۵۰۰ ” نشان داد که یک فیلم انیمیشن می تواند اکران شود و استقبال شود و جایگاه خودش را در بین فیلم های سینمایی که مردم هر سال در سینما می بینند باز کند ، چرا که قبل از آن ، برای هیچ فیلم دیگری که انیمیشن باشد حتی آن هایی که دیرتر از ما اکران شدند این اتفاق نیفتاد .

” تهران ۱۵۰۰ ” متاسفانه برای کودکان نبود ، بعضی از بچه ها می آمدند و این فیلم را می دیدند بالاخره چون کارتون بود از یک جاهایی از فیلم خوششان می آمد ولی متاسفانه این فیلم برای کودکان نبود ، همچنین بین المللی هم نبود . در صورتی که می توانست انیمیشنی باشد که ربطی به کودکان داشته باشد و بین المللی باشد تا در جاهای دیگرهم ما بتوانیم آن را اکران کنیم ، برای من و تیم ۲۵۰ نفره ام فیلم ” تهران ۱۵۰۰ ” یک تجربه بود و از جهاتی به خیلی از آدم هایی که در این مملکت به انیمیشن اعتماد ندارند ، علی الخصوص مدیران ثابت کرد که می شود یک فیلم سینمایی ساخت و اکران کرد و نتیجه آن را دید ، راه هم برای من و هم برای دوستان دیگر من باز شد ، ولی به شرطی که دوستان قدر این راهی که باز شده و این اتفاق مثبت را بدانند ، هر قدر کارهایی که ما مخصوصا بعد از ” تهران ۱۵۰۰ ” اکران کنیم قوی تر و پر بیننده تر باشد ، به نفع همه ماست . در واقع یک اعتماد نسبی بوجود آمده و اگر فیلم یا انیمیشنی که اکران می کنیم ، کار خوبی نباشد و استقبال نشود ، این اتفاق می تواند لطمه بزند . همچنان که در ” تهران ۱۵۰۰ ” با تمام مشکلاتی که داشت و شاید یک انیمیشن کامل نبود ولی با تمام این حرف ها برای خیلی ها جاده صافکن بود به همین دلیل باید قدر این مسیر را بدانند ، من اگر شرایط مهیا شود و فیلم دومم را بسازم ، قطعاً برای کودکان است و کاری بین المللی و ۱۰۰ % ایرانی است و آن توقعی که مردم از انیمیشن سینمایی دارند به خصوص توقعی که از قبل بوجود آمده را سعی می کنم با یک تیم درجه یک ، در کار بعدی برآورده کنم .
اگر نقدی به فیلم ” تهران ۱۵۰۰ ” بود ، من بعضی ها را می پذیرفتم و بعضی ها را گردن شرایطی که وجود داشت می انداختم ، ولی اگر قرار باشد من انیمیشن سینمایی بعدی ام را بسازم ، نمی خواهم دردسرهای ” تهران ۱۵۰۰ ” را بکشم و کار ۵ سال طول بکشد ، می خواهم کار را خیلی سریع تر و با جیبی پُر تولید کنم ، در آن موقع به مردم حق می دهم که نقد کنند و اعتراض کنند و اگر انتقادی به کار وارد بود من فقط ساکت باشم ، چرا که به همه قول داده ام که اگر بخواهم کار بعدیم را بسازم ، کاری که اسمش ” ابرقهرمانی از نازی آباد ” است ، کار درجه یکی خواهد بود .

پروژه ” ابرقهرمانی از نازی آباد ” تا چه حد پیش رفته است ؟
فیلمنامه آن در حال نوشته شدن است ، طراحی کاراکترها انجام شده و با چند جا که سرمایه دارند و حمایت می کنند صحبت شده و آن ها هم در حقیقت دید مثبت داشتند و ممکن است در سال آینده ما تولید آن را شروع کنیم .

اگر جشنواره فجر را ، تحویل سال سینمایی ایران بدانیم ، شما فکر می کنید برای سال جدید سینمایی مان باید چکار کنیم ؟
دست روی دل من گذاشتید ، من امسال به جشنواره فجر نیامدم یعنی نه کسی از من دعوت کرد و نه اتفاقی افتاد . مردم در طول یک سال نیاز به دیدن حداقل ۳۳ فیلم خوب دارند در هر زمینه ای ، خنده دار باشد و یا گریه دار ، ترسناک باشد ، یا انیمیشن و یا حتی ژانر اجتماعی تاثیرگذار و یا هر چیز دیگری که باشد . ولی معمولا این اتفاق خیلی کم در کشور ما می افتد ، ما همیشه دوست داریم که مردم به سینما بروند و فیلم خوب ببینند و آن فیلم خوب پرفروش شود ولی پرفروش ترین فیلم های سینمایی ما غالباً فیلم هایی می شود که در آن ها هزاران حرف است ، اصلا کاری ندارم که این درست است و یا غلط ولی آن اتفاقی که در سینمای دنیا می افتد ، در سینمای ما نمی افتد به این خاطر که سینماگر ما به جای این که انرژی بگذارد و فیلمش را بسازد ، درگیر ارشاد و خانه سینما و صنف بازی ها و سه دستگی ها و ده دستگی هاست ، و وقتی این سینماگر می خواهد یک فیلمی بسازد باید از هزار فیلتر بگذرد .

آرزوی من این است که کسانی که فیلم می سازند ، آن قدر راحت بتوانند فیلمشان را بسازند و آنقدر دستشان باز باشد و جیبشان پر پول ، که بتوانند آنچه را که در ذهنشان می گذرد پیاده کنند ، علی الخصوص کارگردانان جوان که خیلی ایده های نو دارند .
اگر این طور پیش برود برای سینمای ما و یا بهار سینمایی ما یک اتفاقی می افتد ، یعنی بهار سینمایی ما وقتی است که ما بگوییم ، امسال ۱۰ فیلم درجه یک داریم و می خواهیم این ۱۰ فیلم درجه یک را ببینیم و لذت ببریم ، نه به این واسطه که این فیلم سیاسی بوده و مردم بیایند و این فیلم را تماشا کنند . یا به این واسطه که فیلم ۳ سال توقیف بوده و یا به این واسطه که فلان آدم جریان ساز این فیلم را ساخته ، نگاه کنند و یا بروند فیلمی را به دلیل این که بازیگرش دیگر ممنوع الکار شده ببینند ، یعنی خیلی از فیلم های ما آنقدر حاشیه داشته و حاشیه به آن کمک کرده است و جالب این است که چند سال است که جریانی در سینمای ما درست شده که خود کارگردان فیلمش را به حاشیه می برد ، یعنی یک فیلم ضعیف تولید می کند و آنقدر حاشیه برای آن درست می کند و فیلم یک میلیارد ، ۲ میلیارد می فروشد ، البته که ۱ یا ۲ میلیارد عددی نیست اما در سینمای ما در شرایط عادی اگر این فیلم را اکران می کردند ، ۳ میلیون تومان هم نمی فروخت ولی حاشیه ها باعث می شود این اتفاق بیفتد .
انشالله فیلم های خوب ، درجه یک و جذاب ساخته شود ، فیلمی که تاثیرگذار باشد ، مخاطب را بخنداند و یا اشکش را در آورد و یا بترساند و وقتی فیلمی را در سینما می بینیم تا یکی دو روز فکرمان درگیر فیلم باشد ، آن موقع معلوم است که فیلم خوبی است .

برای دریافت ویژه نامه ی ” سی نمای بهاری ” اینجا را کلیک کنید .