Untitled-1

اشاره: این مطلب در ویژه نامه ی بهاریه سینما فستیوال نیز منتشر شده است.

به هرصورت چه بخواهیم وچه نخواهیم قوانین طبیعت آنچنان به خالق خود وفادار هستند که نمی توان آنها را وادار به تغییر کرد بنابراین زمان در گذر است وما در پی آن .
سیصد وشصت پنج روز برهمه ما گذشت ، روزها را مرور میکنیم نه از آن جهت که بر غبار حسرت بنشینیم بلکه از جهت در آن میگذریم که شاید بتوانیم آینده روزهای آتی خود را اندکی آرامتر سازیم
آرزوهایم را در سال جدید با صدای بلند فکر می کنم تا شاید به آسمان برسد .
ایکاش ، دستهای کوتاهم در فاصله آسمان اندکی بزرگتر شود تا لحظه های زیبا تری را از قاب خلقت به نمایش بگذارم وایکاش چشمهایم اندکی روشنتر شود تا رابطه خود وآسمان را بهتر از هر رابطه ای بشناسد وایکاش گوشهایم صدای آسمان را واضح تر ازهر صدایی دریابد و ای کاش همه من او شود.
این همه را می گویم نه از آن جهت که شاید شعر گفتن لحظه ای زیبا ست ، بلکه این همه را احساس میکنم .
من یک مستند سازم ،تنهای تنها وهیچ کس را سراغ ندارم که در میان لحظه های تنهای با اتفاق فیلمهایم دستهایم را بگیرد ودر جایی بگذارد که آسوده شوم .
آری من با همه وجود وبا همه ناتوانی عقلانی ام تنها وتنها او را میخواهم با همه صبوری وبا همه گذشتش وبا همه قدرتش ، من تنها وتنها ، بهترین بهترینها را انتخاب میکنم زیرا از او آموخته ام بهترین باشم و او را برای همه دوستان فیلمسازم از صمیم قلب صدا می کنم .
ودیگر هیچ آرزویی ندارم زیرا، میدانم او همه آرزوهای خواسته ونخواسته ام است واین معنای یک تیر و هزاران هزار نشان است .

نویسنده میهمان : رضا فرهمند – مستندساز

برای دریافت ویژه نامه بهاریه سینما فستیوال اینجا را کلیک کنید .