گل اندام صفری

اشاره: این مطلب در ویژه نامه ی بهاریه سینما فستیوال نیز منتشر شده است.

یکم- گاهی وقت ها پیش می آید شنیدن صدای یک نا آشنا،کسی که تا به حال نشنیده ای و ندیدی اش،حس نزدیک بودن می دهد.توی همان دیالوگ اول ارتباط برقرار می شود، انگار حرف هم را خوب فهمیده اید و از یک دیارید.این است که به صدا در آمدن زنگ موبایلم و شنیدن صدایی را که از آن طرف خط مرا دعوت به نوشتن از هنر و سینما می کند و بعد از چند سال قلمی از جنس رسانه به دستم می دهد،به فال نیک می گیرم و می نویسم.شاید دلمشغولی های نگارنده که تنها یک نفر از بیشمار عضو خانواده سینماست،دغدغه ی ذهن اهالی دیگر آن نیزباشد.

دوم- در این چند ماه اخیر بواسطه حضور مستند”خان آخر”در جشنواره ها،مدت زمان زیادی را در فستیوال های سینمایی داخلی گذراندم و صبح تا شب های بسیاری در سالن های تاریک سینماها پای دیدن فیلم های کوتاه و مستند نشستم.در حین برگزاری جشنواره با دوستان فیلمسازم صحبت می  کردم و فیلم هایشان را می دیدم.

آن چه در این بین و در طول این مدت نظرم را جلب کرد،اشتیاق زیاد فیلم سازان عرصه فیلم کوتاه بود.دوستانی که با وجود امکانات محدود و بودجه ناکافی و تنها با انگیزه و علاقه فیلم می سازند،به این امید که اندیشه شان را با زبان تاثیرگذار سینما به بیننده خود منتقل نمایند.شاید اوج این اشتیاق زمان نمایش فیلم بر پرده سینما باشد.زمانی که مخاطبان فیلم بر روی صندلی شان تا انتها می نشینند،همراه با شخصیت های فیلم می خندند،کف می زنند ،عصبانی می شوند و همه اینها یعنی فیلمساز فیلم کوتاه موفق شده است و این تنها ودلچسب ترین پاسخ برای آن همه تلاش او در ساخت فیلم است.تلاشی که به طور معمول با صرف هزینه ی اندک و امکانات محدود فیلمسازی صورت می گیرد.من خود که از همین خانواده هستم،بارها  همکاری بی دریغ و بی چشم داشت عوامل این فیلم های کوتاه را دیده ام.به دوش کشیدن تجهیزات فیلمسازی توسط شخص کارگردان فیلم،صرف غذای بسیار ساده برای کاهش هزینه ها و موارد این چنینی که تنها نشان از شور و شوق این دوستان برای کسب تجربه در عرصه ی فیلمسازی  ست.

سوم- دو سوال:  فستیوال های فیلم کوتاه داخلی و خارجی را بی شک باید بهترین فرصت برای نمایش فیلم های کوتاه دانست.برای فیلمسازانی که فیلم های آنان برای اکران توفیقی نمی یابد،حضور در جشنواره ها مجالی ست تا ضمن اکران و بررسی فیلم به تعامل با فیلمسازان دیگر بپردازند و از تجربیات یکدیگر استفاده کنند.اما آیا چند درصد از کل فیلم های کوتاه ساخته شده در کشور شانس حضور در این جشنواره ها نصیب شان می شود؟ با در نظر گرفتن این نکته که بسیاری از فیلم های موفق که با زحمت فراوان تولید شده اند، تنها به دلیل محدودیت در انتخاب آثار از سوی داوران،موفق به راه یابی به جشنواره ها نشده و می روند تا در کشوی میز فیلمسازان بایگانی شوند!

از سوی دیگر سوال مهم تری را می توان مطرح کرد وآن این است که تکلیف فیلم های کوتاه موفق و برگزیده، پس از اتمام جشنواره ها چه می شود و مانند گروه اول،چه سرنوشتی جز گوشه کمد ها وبایگانی ها پیدا می کنند؟

آن چیزی که همواره فیلمساز جوان را سر ذوق می آورد و به او انگیزه ی ادامه می دهد،این است که فیلمش که حاصل ماه ها تلاش و سخت کوشی ست،از سوی کسانی جز عوامل فیلم،خانواده اش و یا دوستان دیگر فیلمسازش دیده شود.شاید دریافت جایزه و تشویق افراد حاضر در مراسم اختتامیه جشنواره ها،او را خوشحال کند و به او انگیزه ای مضاعف بدهد; اما برای او مهم تر از همه ی این جایزه ها و کف زدن ها،دیده شدن و تاثیر گذاری فیلمش روی آدم های بیشتر است.او با دلش فیلم می سازد اما نه فقط برای دلش..

چهارم- معمولا وقتی بهار در راه باشد و مشغول ذهن تکانی باشیم،توی صفحات آخر سررسیدهایمان از سالی که گذشت می نویسیم و برای سال پیش رو برنامه ها میچینیم.لابه لای سوال های بیشماری که از خود می پرسیم و به خودمان نمره می دهیم،خوب است اگر به دو سوالی که مطرح کردم هم فکر کنیم.چشم هایمان را ببندیم و تصور کنیم مجموعه فیلم های کوتاه در پک های زیبا ، در مراکزفروش محصولات فرهنگی،در کنار فیلم های سینمایی،قرار دارند و خریداری می شون.تصور کنیم  مردم توی سالن های سینما روی ردیف های صندلی نشسته اند و فیلم کوتاه می بینند.سنگ بزرگ بر نمی داریم که نتوانیم بزنیم و انتظار صندلی های  پر سالن را نداریم،همین که فیلم های دوستان با انگیزه و خوش فکر فیلمسازمان از داخل کشوها  بیرون می آید و از فراموشی نجات پیدا می کند،همین که آن فیلم شاید تنها در حد یک تلنگر و یا حتی انتقال یک احساس متفاوت در ذهن بیننده ها ماندگار شود،کافی ست.چه بسا بسیاری از این فیلم ها بخاطر داشتن ایده ای قدرتمند و ساختاری  نو و مستحکم از بسیاری از فیلم های بلند سینمایی تاپیرگذار تر و لذت بخش تر باشند. همه ی این ها را تصور کنیم،شاید وقتی چشمانمان را باز می کنیم،به واقعیت بدل شده باشند! درست مثل این فیلم ها که از خیال و تجسم سازنده اش شروع می شود و بعد پلان به پلان آن روی پرده ی نقره ای نقش می بندد.

                                                                            نویسندۀ مهمان : گل اندام صفری  فیلمساز