سرمقاله3

در این چند ماه گذشته از سال جدید ، همه در سینما در رکودی عجیب به سر می برند ، گویا سینما و سینماگران ما با حرکتی لاک پشتی ، هر ازگاهی ، تنها هر از گاهی سر از لاک بیرون آورده ومجددا ترجیح می دهند به همان لاک خود فرو روند .  هیچ تغییری حاصل نمی شود و تنها اخبار سینما، سطل های آب یخ ریخته شده بر روی هنرمندانمان است !

در این شرایط ، ما همانطور که پیش از این وعده داده بودیم فیلم های سینمای ایران را رصد می کنیم و همچنان امید داریم که سینما بتواند اگر پیشگام و پیش برنده ی جامعه ی خود نیست، لااقل همگام با جامعه پیش رود، نه اینکه فرسنگها از تمام اصول اولیه نیز به دور باشد.

پیش از این گفتیم که یکی از سیاست های اصلی کشور، افزایش نرخ زاد و ولد است ، جمعیت دارد رو به پیری می رود و میزان زاد و ولد به شدت کاهش یافته است . در این بین ، سینما نیز که هنری مردمی و نخبه گرا است ، وظیفه دارد سیاست غلط  ” فرزند کمتر ، زندگی بهتر ” را کمرنگ کرده و فرهنگ افزایش زاد و ولد را در جامعه تقویت کند. اما متاسفانه از ابتدای سال 93 تا کنون نه تنها فیلم ها به این موضوع نپرداخته اند بلکه حتی تولد نوزادی هم در این فیلم ها به تصویر کشیده نشده است ، الا یک فیلم : “امروز” میرکریمی که ای کاش آن هم نمی پرداخت !!

در ” امروز ” ما شاهد زنی هستیم که باردار است، زنی که اتفاقا اصرار دارد فرزند خود را با تمام شرایط بدی که دارد حفظ کند. اما به راستی این زن کیست؟ از کجا آمده است ؟ چگونه باردار شده است ؟ آیا فرزندی که دارد از همسرش است ؟ آیا این فرزند حلال زاده است؟ پس چرا هیچ پدری ندارد ؟ چرا زن در تمام داستان سعی می کند به نحوی به مرد جانباز داستان نزدیک شود؟ چرا از اینکه او شوهرش معرفی شده است احساس رضایت می کند ؟ و در مقابل آن، چرا مرد جانباز ، مردی که خیر معرفی می شود و انسان خوبی است، فرزندی را که نمی داند از چه نطفه ای است ، حلال یا حرام ، با خود به خانه اش می برد ؟ چرا همه چیز این مقدار عجیب و دور از زندگی ایرانی است ؟

نیاز امروز جامعه ی ما، بازگشت به  سبک زندگی ایرانی – اسلامی است ، سبک زندگی ای که در آن بی بند و باری  جایی ندارد، مقیّد است ، سالم است . فرزندانش پاک هستند وصد البته آینده ساز !

اما فیلم سازان ما متاسفانه باز هم از سیاست های جامعه و نیازهای مردم عقب هستند . و سینمای ما این روزها همچنان در خواب عمیقی به سر می برد ، سینما شدیدا از قافله عقب مانده است و در این اوضاع هیچ عجیب نیست که مردم با سینما قهر کنند، چرا که نیازها و خواسته ها ی خود را در آن نمی بینند.

و در این میان ما همچنان ، با امیدواری به دمیدن روح تازه در رگ های این سینمای بیمار، به رسالت خویش عمل می کنیم : سینما ، رصد کردن فیلم ها و تحلیل شرایط موجود.

محمد تقی جلالی _ سینما فستیوال