یادداشت زیر به قلم پژمان مظاهری پور – مستند ساز ، برای انتــشار در سومین ویـژه نامه بهاری سینما فستیوال ( سـی نمای بهـار ) نوشته شده است که می توانید در ادامه بخوانید :

یادداشتی از پژمان مظاهری پور- cinemafestival.ir

عصر یک روز در اواسط اسفند ماه از سینما فستیوال تماس گرفتند و گفتند متنی بنویس برای سینمای مستند که در شماره بهار منتشر بشه . بعد یک سال بی کاری بالاخره کاری پیدا کرده بودم و سخت گرفتارش شده بودم . اما همین بیکار بودن باعث شد که وقت بذارم و درباره پخش در سینمای مستند چند کلمه بنویسم .

بر این باورم که مشکل عمده مستندسازان پخش و فروش آثار مستند است و چون همواره در روابط کارمندی اقدام به ساخت فیلم مستند میکنند دچار مشکل می شوند . منظور از روابط کار مندی داشتن قرار داد با موسسه ها و نهاد های دولتی و خصوصی است . به طور تقریبی باید گفت سینمای مستند فاقد سرمایه گذار در بخش خصوصی است و به همین دلیل بازار ندارد . و همین نداشتن بازار موجب می شود مستند سازان دوره های طولانی بیکاری داشته باشند .

در هر سال حدود پانصد فیلم مستند در ایران تولید می شود . از این تعداد تنها یکصد فیلم وارد بازار جشنواره ها می شود و بخشی هم برنامه های تلویزیون است که سعی شده به ساختار مستند نزدیک شوند اما فیلم مستند محسوب نمی شوند . پیش از این بیشتر فیلم ها تولید تلویزیون بود اما با محدود کردن بودجه فیلم مستند و برچیدن بساط گروه های مستند به بهانه تشکیل شبکه مستند تولید فیلم مستند در تلویزون محدود شد که خودش بحث جدایی است . در هر سال ۸۰ فیلم توسط مرکز گسترش سینمای مستند تولید می شود . بود جه این فیلم ها بین ۳۵ تا ۷۰ میلیون تومان است . تا اینجا اتفاق خاصی نیفتاده جز اینکه وضع درآمد مستند ساز هر سال بدتر می شود . اما مشکل درست جایی است که با پخش فیلم مستند مواجه هستیم .

امسال ۱۱ فیلم در جشنواره فجر به نمایش در آمد . این فیلم ها در کنار فیلم های داستانی نمایش داده شدند . مخاطب برای فیلم های مستند در هرسانس در سالن برج میلاد بین ۲۰۰ تا ۸۰۰ نفر بود . این آمار برای فیلم مستند خوب است . مستند ها هم کاملن سینمایی بودن . بیننده با فیلم سینمایی طرف بود و نه برنامه تلویزیون . فیلم ها اونقدر جذاب بود که مخاطب های فیلم داستانی را هم جلب کند . اما بودجه مستند ها قابل مقایسه با سینمای داستانی نیست . و البته در بین فیلم های داستانی هم دیدیم که فیلم های موفق جشنواره همگی ساختار مستند داشتند ویا موضوع ها به فضای مستند نزدیک بود .

اکنون با توجه به این بازار می بینیم که چرخه مستند سازی در کشور معیوب است . مرکز گسترش فاقد بازرگانی حرفه ای و توان مند در خصوص فروش فیلم هاست و فقط برای خالی نبودن عریضه به ارائه آمار بسنده میکند . تکلیف مستند ساز ها چه در نقش کار گردان و چه در نقش تهیه کننده با فیلم هایشان مشخص نیست . اگر بخواهند فیلمشان را وارد بازار ویدئویی کنند آنقدر سر میدوانندشان که وقتی به نتیجه هم برسند دیگر ارزش اقتصادی ندارد . ساختار پخش در هنر و تجربه پاسخگوی هزینه فیلم ها نیست اما از هیچی بهتر است .

اما یک اتفاق جدید افتاده است . و آن اینکه در سینمای مستند حرف سرمایه گذاری خصوصی و پخش خصوصی قوت گرفته . این بهار با بقیه بهار ها برای سینمای مستند متفاوت است . باید منتظر تهیه کنندگانی باشیم که دستشان را تو جیبشان کرده اند برای ساخت فیلم سینمایی مستند . با این وضعیت فیلم های مستند مالک خصوصی پیدا می کنند . و … دولت باید بپذیرد که بودجه چهار میلیارد تومانی برای یک سال سینمای مستند کافی نیست . سازمان سینمایی باید با سینمای مستند مثل سینمای داستانی رفتار کند . تنها کافی است دوتا از پروژه های فاخر چند میلیاردی که نتیجه اش جز شکست چیزی نبوده صرف ساخت مستند شود . اگر فیلم بد باشد سازنده خود را در معرض ورشکستگی میبیند و اگر هم خوب باشد فروش میکند و سرمایه با سود برای فیلم بعدی باز می گردد . در این میان دیگر دولت تعیین کننده نیست و مستند سازان هم در صف دریافت پروژه و سفر های ادیسه وارد در طبقات مرکز گسترش و تلویزیون سرگردان نمی شوند . از سوی دیگر کسانی که واقعن مستند ساز هستند درگیر تولید می شوند و جایی برای آماتور ها که دارند تبدیل به یکی از معضلات سینمای مستند می شوند باقی نمی ماند .

پژمان مظاهری پور – مستند ساز

برای دریافت ” سی نمای بهاری ” ؛ ویژه نامه بهاری سینما فستیوال به مناسبت نوروز ۱۳۹۵ ، کلیک کنید .