یادداشتی بر فیلم “زندگی مشترک آقای محمودی و بــانو ” 

سینما فستیوال

زندگی مشترک آقای محمودی و بــانو فیلم تلخی است که با نشان دادن آنچه در جامعه امروز رخ می دهد مخاطب را به فکر وا می دارد . فیلمی که برشی از زندگی ما مردمان ایرانی را نشان می دهد و دو نوع سبک زندگی را به تصویر می کشد . سبک زندگی سنتی که همواره خیلی از خانه ها اسیرش هستند و دیگری سبک زندگی مدرن که به دلیل فرار از سبک زندگی سنتی شکل گرفته است و بیشتر تقلیدی است از زندگی مدرن .

فیلم “زندگی مشترک آقای محمودی و بــانو ” مطابق با شرایط روز جامعه سخن می گوید و به همان نسبتی تلخ است که اتفاقات جامعه امروز گس و بی منطق رخ می دهد . زیرا انسانی که امروز در جامعه زندگی می کند نمی داند برای چه زندگی می کند و باید برای احیای زندگی اش چه چاره ای بیاندیشید. فقط می داند که زندگی سنتی غلط است و نباید تکرار شود .

در فیلم ۵ شخصیت داریم . منصور که باوجود ظاهر سنتی اش دوست دارد زندگی مدرن را تجربه کند و گویا اسیر زندگی سنتی خود و همسرش است . کسی که ، بدش نمی آید وقتش را با خواهرزاده جوان همسرش بگذراند و تنها کسی است که او را “نازی” خطاب می کند . در حقیقت او مردی ست با خواسته های مدرن، اما با عادات و عقاید قدیمی.

رامتین ، فردی که بین سنت و مدرنیسم گیر کرده است و یک پایش در سنت است وپای دیگرش در مدرنیسم .او درمانده است و گیج و مستأصل به از دست رفتن زندگی اش نگاه می کند.کسی که در ظاهر خود را به فرم زندگی مدرن رسانیده ولی در باطن هنوز دوست دارد زنش مانند زن‌های گذشته‌ آشپزی کند و غذاهای خوشمزه بپزد و زن سنتی را به عنوان همسر خود قبول دارد .

محدثه زنی که خود را مستبد می داند و از زندگی تنها خانه داری را می فهمد و با حضور ساناز تازه به تمام آنچه داشته است، شک می کند.

ساناز دختری که نتیجه افراط و تفریط یک خانواده سنتی است کسی که مدرن زندگی می کند و برایش هیچ چیز ثبات ندارد و تمام تلاشش این است که به آنچه می خواهد برسد . او کسی است که زندگی همه را به یکباره تغییر می دهد و روی همه افراد تاثیر می گذارد ، تاثیری که سبب فکر کردن آنها به آنچه تاکنون بوده اند می شود .

و اما نگین دختر خانواده ، کسی که سردرگم و معلق از زندگی مدرن و سنتی است و منافع اش را در آنها جستجو می کند .

نکته مثبتی که در فیلم “زندگی مشترک آقای محمودی و بـــانو” دیده می شود این است که فیلمنامه تکلیفش با خودش مشخص است ، می داند که می خواهد یک معضل را تصویر سازی کند پس خیلی منسجم حرفش را می زند . در این بین موسیقی بی نقص کارن همایونفر به تلخی و گسی این فیلم بیشتر کمک می کند و محتوا را برای مخاطب باورپذیر می کند و او را به فکر فرو می برد .

فیلم از لحاظ محتوایی قوی است ولی در بعضی سکانس ها از روند منطقی داستان دور می شود ، برای مثال در سکانس هایی از فیلم می بینیم محدثه دستش درد می کند ولی دلیلش بیان نمی شود و یا گذشته ساناز در هیچ سکانسی برای مخاطب تعریف نمی شود .

فیلم “زندگی مشترک آقای محمودی و بـــانو” در شرایطی تمام می شود که شخصیت اصلی داستان هنوز بر این اصل معتقد است که ” چرا انسان نمی تواند آنطور که دوست دارد زندگی کند ؟ ” گرچه این ابهام تا پایان نیز مشخص نمی شود که کدام زندگی را انتخاب می کند .

محمدرضا عمرانی – سینما فستیوال

p dir=”RTL” style=”text-align: justify;”