یادداشتی بر فیلم “سایه روشن” آخرین اثر فرزاد مؤتمن

saye

“سایه روشن” فیلمی است که صداقت دارد !

برخلاف فرم و سوژه اش که در ستایش دروغ است ، خود راست می گوید !

صادقانه در بخش “نوعی تجربه”جشنواره فیلم فجر حاضر می شود و صادقانه اعتراف می کند که آنچه فرزاد مؤتمن به نام “سایه روشن” ساخته است تجربه ای است در سینمای ایران که خوب و بدش و کم و کیفش باید سنجیده شود و قطعیت ندارد ! پس فیلم ساز باید خوشحال باشد که فیلمش به بخش مسابقه راه نیافته است و فیلم اش را به عنوان اثر قاطع ارائه ندهد، بلکه آن را تجربه بداند و در مرحله آزمون و خطا !

هرچه بود ، گرچه عده ای در میانه فیلم سالن را ترک کردند اما آنان که ماندند حتی وقتی فیلم تمام شد به پرده خیره مانده بودند !

سعی شده “سایه روشن” با معیارها و شاخص های سینمای کلاسیک ساخته شود ، تا حدودی نیز یادآور آثار کلاسیک سینمای جهان است، اما فقط تا حدودی و از جایی به بعد میزانسن ها به شدت تئاتری می شود و کارگردان به عبارتی از آن سوی بام به پایین می افتد . البته فیلمنامه نیز در این تئاتری شدن اثر بی تاثیر نبوده است و در کنار آن موسیقی و بازی بازیگرها نیز به گونه ای است که گویی به تماشای تئاتری نشسته ای !

و دیگر اینکه فرمی که مؤتمن برای بیان قصه اش انتخاب می کند ، به خوبی القا کننده سوژه مد نظر او می باشد اما او چنان به فکرالقاءِ این سوژه بوده است که اصل اساسی سرگرم کننده بودن سینما برای مردم را فراموش می کند و فیلم نمی تواند در نمایش عمومی مردم را سرگرم نماید و برایشان لذت بخش باشد . اما از لحاظ سینمایی ، قصه داشتن ، رعایت ارکان فیلمنامه ، انطباق فرم بر محتوا … ما را با یک اثر سینمایی روبرو می کند؛ اما مشکل از جایی شروع می شود که خود کارگردان محو فرم فیلمسازی خود می شود و از آن لذت می برد و می خواهد در آن مدام پیش رود و از زوایای مختلف آن را امتحان کند و تجربه کند و تجربه کند و تجربه کند ! و همین “نوعی تجربه” بودن “سایه روشن” است که مخاطب را دلزده می کند و بی شک ” سایه روشن ” را در مواجهه با مخاطب با شکست روبرو می کند !

“سایه روشن” تجربه ای است مفید در سینمای ما . تجربه ای که ادا در نمی آورد . با همه معایبش چون کات های بی مورد ، فراموش شدن قصه و اتکا به فرم ، دکوپاژی تئاتری و… تدوین خوبی دارد ، موسیقی اش بسیار به فضا سازی اثر کمک می کند ، تا پایان سوژه اش را ابژکتیو القا می کند ( مگر جایی در پایان فیلم که احتمالاً از ترس کارگردان ناشی می شود ، ترس از اینکه نکند حرف اش را نفهمیده باشند و یا نتوانسته باشد حرف اش را خوب بزند ! جایی که شخصیت مرد فیلم سوژه را به زبان می آورد و کار را خراب می کند .) ، داستان می گوید و کاراکترها را برایمان تا سطح شخصیت شدن معرفی می کند .

با همۀ این ها با همه معایب و محاسن ، ” سایه روشن ” فیلم خوبی است . چرا که راست گو است و تو از وقتی بلیت می خری و وارد سالن می شوی تا زمانی که فیلم شروع می شود می دانی که قرار است اثری متفاوت را ببینی که تجربی است و ممکن است متفاوت باشد ، ممکن است خسته ات کند ، ممکن است … و من ترجیح می دهم فیلمی تجربی و متفاوت ببینم که خودش با خودش روراست است و با مخاطب نیز تا فیلمی که از تجربه هم پایین تر است اما در بخش مسابقه شرکت می کند و نمی گوید تجربه کرده ام بلکه ادعا می کند عیناً مبتنی بر سینمای فلان و بهمان فیلم ساخته ام !

 از این زاویه که نگاه کنیم “سایه روشن” سرش به تن اش می ارزد !

المیرا نداف – سینما فستیوال